الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

91

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » « 1 » ، يعنى : « و خداى شما خدايى است يكتا . نيست خدايى مگر او كه بسيار بخشاينده و مهربان است . به درستى كه در آفريدن آسمان‌ها و زمين ، و در آمد و شد شب و روز بر پى يكديگر ( يا اختلاف اين دو در درازى و كوتاهى ) ، و در كشتىها كه روان مىشوند در دريا به آنچه نفع مىبخشند مردمان را ، و در آنچه فرو فرستاد خدا از آسمان ( يا از جانب آن ) از آب باران ، پس زنده گردانيد به آن آب ، زمين را از پس مردن و پژمردگى آن ، و در آنچه پراكنده ساخت در آن از هر جنبنده ، و در گردانيدن بادها از هر جهتى ، و در ابر رام گردانيده شده كه بفرمودهء او كار مىكنند در ميان آسمان و زمين ، هر آينه كه نشانه است از براى گروهى كه عقل دارند و مىفهمند » . اى هشام ، به حقيقت كه خدا اين را دليلى بر شناختن خويش قرار داده با آن‌كه ايشان را مدبر و صلاح انديشنده هست . پس فرمود كه : « وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » « 2 » ، يعنى : « مسخر و رام گردانيده خدا از براى شما شب و روز و آفتاب و ماه و ستارگان را ، در حالتى كه رام شدگانند ( يا ستارگان مسخراند بفرمودهء او ) . به درستى كه در اين ، هر آينه نشانه است از براى گروهى كه عقل دارند و مىفهمند » . و فرموده است كه : « هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » « 3 » ، يعنى : « خدا ، آن است كه آفريد شما را از خاك ، بعد از آن از آب منى ، پس از پاره خون بسته ، بعد از آن ، بيرون مىآورد شما را ( يعنى از شكم مادران ) در حالتى كه كودكانى هستيد تازه از مادر متولد شده ، بعد از آن ، از براى آن‌كه برسيد سخت‌ترين قوت خويش را ( كه نهايت سن جوانى است . و آن از سى سالگى است تا چهل سالگى . و بعضى گفته‌اند كه هجده سالگى يا بيست سالگى است ؛ بنابر اختلاف تفاسير ) . پس ، از براى آن‌كه بگرديد شما پيران ، و از شما كسانى هستند كه تمام داده مىشوند مدت عمرشان ( و لازم اين ، آن است كه مىميرند پيش از

--> ( 1 ) . بقره ، 163 و 164 . ( 2 ) . نحل ، 12 . ( 3 ) . غافر ، 67 .